مقالاتویدیو

پنج بازی خوب ایرانی که دیگر در دسترس نیستند – بخش اول

بازی‌های قدیمی و نوستالژیک، همواره یادآور خاطرات یک گیمر هستند. وقتی ساعات طولانی را صرف عبور از مراحل سخت و آسان بازی‌ها می‌کردیم، قطعاً رویارویی دوباره با آن‌ها برایمان جذاب و خاطره‌انگیز است. حال، چه‌بهتر که این بازی‌ها، ساخت جوانان کشور خودمان بوده و با فرهنگ و زبان ما نیز عجین شده باشند.

در این مقاله قصد داریم شما را با پنج بازی قدیمی ایرانی آشنا کنیم که دیگر دسترسی به آن‌ها ممکن نیست و تنها راه مرور خاطرات، مشاهده عکس‌ها و فیلم‌های باقیمانده از آن‌ها است.

تماشا در یوتیوب

 

این بازی‌ها در کشور خودمان به موفقیت‌های خوبی دست یافتند و صنعت بازیسازی را در ایران، آهسته‌آهسته به جلو بردند. البته برخی نیز به دلیل موضوعاتی که به آن‌ها خواهیم پرداخت، چندان به دل بازیبازها، ننشستند. با گیمین همراه باشید تا به معرفی پنج بازی قدیمی و خوب ایرانی بپردازیم.

موضوعی که پیش از نام بردن بازی‌ها لازم به ذکر است، اتفاقاتی است که پس از ساخت این بازی‌ها برای استودیوهای سازنده افتاد. متأسفانه این استودیوهای بازیسازی (بجز یک بازی) نتوانستند به‌خوبی از پس فروش بازی‌هایشان بربیایند؛ درنتیجه به دلایل مختلفی، تیم‌هایشان از هم پاشیدند و ما شاهد آثار دیگری از این استودیوها نبودیم.

اما مرور این خاطرات و بازی‌های ایرانی، همچنان برای کسانی که تجربه بازی کردن آن‌ها را دارند، خاطره‌انگیز است.

بازگشت کتبه کوروش
بازی بازگشت کتیبه کوروش

بازی بازگشت کتیبه کوروش

بازگشت کتیبه کوروش در دسته بازی‌هایی قرار می‌گیرد که با وجود به‌دست آوردن موفقیت‌هایی در کشور خودمان، در ابعاد بزرگ‌تر، حرف زیادی برای گفتن نداشت. این بازی ایرانی در سال ۱۳۹۲ موفق به کسب نشان عالی سرآمد و برنده جایزه بهترین بازی از دیدگاه طراحی شد.

داستان بازگشت کتیبه کوروش از این ‌قرار بود که کاراکتر اصلی بازی به نام مازیار، همراه رفیق دیرینه‌اش جمشید، می‌خواهد از دزدیده شدن آثار باستانی ارزشمند کشورش توسط قاچاقچیان جلوگیری کند.

برای رسیدن به این هدف، مازیار مجبور می‌شود در محیط‌هایی همچون جنگل‌های بومی، شهرهای تاریخی و اماکن باستانی، مانند ارگ بم، با قاچاقچیان وارد درگیری شود. بازی در زمانی جریان دارد که قرار است کتیبه کوروش از بریتانیا به ایران بازگردد. حال قاچاقچیان منشور را دزدیده و می‌خواهند از مرز ایران خارج کنند.

بازی در چند مرحله به خاطرات پیشین مازیار رجوع کرده و سعی در ریشه‌یابی ماجرای دزدیده شدن کتیبه کوروش دارد. دسته قاچاقچیان به سرکردگی مردی با نام مستعار عقرب، سعی در خارج کردن کتیبه از ایران را دارند.

در ادامه بازی، مازیار موفق می‌شود کتیبه را به همکاری دوستش جمشید، به‌دست آورد، اما سپس توسط قاچاقچیان اسیر می‌شود. داستان بازی در ادامه با تلاش‌های جمشید برای آزادسازی مازیار و نبرد مازیار با عقرب، ادامه پیدا می‌کند.

بازی بازگشت کتیبه کوروش

بازی از لحاظ گرافیک، قابل‌قبول و در کل، زیبا بود و مکانیزم‌های گیم پلی در کنار حضور نقشه و اکشن هیجان‌انگیز، آن را جالب‌تر نیز کرده بود.

اما بازی، مشکلات فنی زیادی داشت و پر از باگ، گلیچ و لگ بود؛ اما موضوعی که باعث شد بازگشت کتیبه کوروش، مورد استقبال قرار نگیرد، این نبود، بلکه شباهت بسیار زیاد آن به بازی آنچارتد بود.

سازندگان، حتی کاراکتر بازی را نیز مشابه با آنچارتد ساخته بودند و در کل، بازی یک کپی ناقص از بازی آنچارتد بود. ازاین‌رو، شدیداً از همان ابتدا، توسط بازیبازهای ایرانی، کوبیده شد و سازندگان به دلیل عدم خلاقیت و نوآوری سرزنش شدند.

بازی ایرانی بازمانده
بازی بازمانده

بازی بازمانده

بازمانده یک بازی متفاوت با تمام آثار ایرانی‌ای که سراغ داریم است. این بازی با وجود اینکه نتوانست شهرت زیادی برای خود دست ‌و پا کند، اما به ‌هر حال اثر قابل قبولی بود.

داستان بازمانده، مشابه بازی‌های آخرالزمانی‌ای است که سراغ داریم. فرازمینی‌ها یا به گفته‌ی کاراکتر اصلی، شیطان‌پرستان به زمین حمله کرده‌اند و کاراکتر بازی به نام رامبد، سعی دارد تا جلوی آن‌ها را بگیرد.

البته زمانی که بازی را با رامبد شروع می‌کنید، او حافظه خود را تقریباً از دست‌ داده است و باید از راز و رمزهای بازی نیز پرده بردارید و خاطرات رامبد را بازیابی کنید.

متأسفانه، بازی روایت چندان جالبی نداشت و همه‌ چیز، طی صحبت‌های رامبد در طول بازی و رویارویی‌های شما با فرازمینی‌ها مشخص می‌شد.

موضوعی که به‌شخصه برای من، بازمانده را خاطره‌انگیز می‌کند، گیم پلی چالش‌برانگیز و دشوار بازی بود. از همان ابتدای بازی، رویارویی با دشمنان دشوار بود و تا انتهای بازی نیز به ‌شدت آن، افزوده می‌شد و با دیدن یک مکان برای سیو، نفس راحتی می‌کشیدم.

بازی بازمانده، همچون بازگشت کتیبه کوروش و بسیاری از بازی‌های ایرانی در آن دوران، توسط موتور آنریل انجین ۳ ساخته شد. محیط‌های بازی که عموماً در جنگل جریان داشت به نسبت سال تولید، بسیار باکیفیت بود و خصوصاً در زمینه‌ی نورپردازی، شما را جذب خود می‌کرد.

بازی کوهنورد
بازی کوهنورد

بازی کوهنورد

بازی کوهنورد، یک بازی پلتفرمر و از آن دسته از بازی‌های ایرانی بود که نوآوری و خلاقیت خاصی در آن وجود داشت و همین موضوع باعث شد که بازی کوهنورد در بین بازی‌های خوبی مانند گرشاسپ: گرز ثریت، میرمهنا و تگ و وی در سیاره میترا، تندیس طلایی بهترین بازی سال را از نخستین جشنواره بازی‌های رایانه‌ای تهران، کسب کند.

داستان بازی کوهنورد، داستان مردی خودساخته و ماجراجو به نام فاد را روایت می‌کند که برای کسب مقام و گرفتن گواهی امدادگر کوهستان وارد مسابقه بین‌المللی کوهنورد شایسته می‌شود.

پس از شروع مسابقه و طی مراحلی، کمپ مسابقه خبری را از سوی پلیس کوهستان اطلاع می‌دهد که مسیر مسابقه امن نیست و سه مجرم فراری به این مناطق گریخته‌اند و بدین ترتیب، ماجراهای جدید شما شروع می‌شود تا بتوانید یک قهرمان و نجات‌دهنده‌ای واقعی از خود بسازید.

بازی کوهورد

فاد کوهنورد، نخستین ابرقهرمان استودیو نیو بود. همچنین این بازی با موتور گیم میکر، توسعه داده شد و به‌غیر از ایراداتی در صداگذاری بازی، مشکل اصلی آن در بخش فنی بود که چشم‌پوشی از آن‌، غیرممکن است و به همین دلیل، با وجود درخواست زیاد بازیبازها، سازندگان از انتشار دیجیتالی این بازی، خودداری کردند.

شاید محصول جدید استودیو نیو، یعنی بازی محیطبان محیطبانان، بتواند اثری بهتر و درخوری باشد که جای خالی کوهنورد و خاطرات آن را پُر کند.

بازی آتش بست
بازی آتش بست: ترکمنچای

بازی آتش بست: ترکمنچای

آتش بست: ترکمنچای، روایت مقاومت ایرانیان در برابر تزاری‌ها بود. در این بازی تاریخی، کاراکتر در نقش دو دوست به نام‌های آراز و آصف با سپاهیان ایران و در کنار عباس میرزا (ولیعهد ایران) همراه می‌شوید و بیش از یک دهه در این نبردها با نیروهای تزاری، مبارزه می‌کنید.

بازی دو کاراکتر قابل بازی داشت که داستان آن به ‌صورت مقطعی با هرکدام از این کاراکترها پیش می‌رفت. در این بازی، شما با جریانات تاریخی عهدنامه گلستان و ترکمنچای نیز روبرو می‌شوید.

ترکمنچای، از یک روایت داستانی جالب و البته گیم پلی خوب، برخوردار بود که لذت نبرد با سلاح‌های قدیمی در دوران نبرد ایران با تزارها را به‌طور کامل به شما منتقل می‌کرد.

سازندگان، توجه بالایی به جزئیات بازی کرده بودند و ازاین‌رو، بازی در موارد زیادی همچون پُر کردن اسلحه از باروت، زیبایی‌های خاص و تکرارنشدنی خود را داشت.

بازی آتش بست: ترکمنچای

مکانیزم‌های گیم پلی بازی نیز فقط به مبارزه با دشمنان با اسلحه و مخفی‌کاری ختم نمی‌شد؛ گاهی حضور مکانیزم‌هایی همچون نابود کردن دشمنان و کشتی‌هایشان از طریق توپخانه و مکانیزم‌های دیگر، علاوه بر جلوگیری از تکرار، به جذابیت گیم پلی می‌افزود.

بازی همچنین در محیط‌های مختلفی از بیابان گرفته تا قلعه و شهرها جریان داشت و حتی از مراحل و مکانیزم‌های مخفی‌کاری نیز برخوردار بود.

از خوبی‌ها و جذابیت‌های بازی گفتیم، اما آتش بست: ترکمنچای نیز مشکلاتی داشت. انیمیشن‌های تصنعی کاراکترها، خصوصاً در کات‌ سین‌ها از جذابیت روایت بازی کم می‌کرد.

همچنین محیط‌های بازی، گرافیک چندان خوبی نداشت و در گان پلی نیز مشکلاتی مانند اصابت نکردن گلوله به دشمن را شاهد بودیم.

شبگرد : طلوع تاریکی
بازی شبگرد: طلوع تاریکی

بازی شبگرد: طلوع تاریکی

شبگرد: طلوع تاریکی از آن بازی‌هایی است که هنوز بعد از گذشت سال‌ها از انتشار آن، خیلی‌ از بازیبازها، علاقه‌مند به تجربه این بازی هستند. شبگرد، همه آن چیزی که بود که از یک بازی ساخته ایران، انتظار می‌رفت.

بگذارید ابتدا از داستان شبگرد شروع کنیم. بازی با یک پیش‌درآمد فوق‌العاده زیبا و جذاب، آغاز می‌شد. کاراکتر اصلی بازی، ابتدا به‌ عنوان یک مأمور، برای فهمیدن حقیقتی که در کارخانه‌ای از کار افتاده جریان داشت، وارد این محل می‌شد.

از آنجایی ‌که پیش‌ از این، پروژه‌ای مشابه در نیروی انتظامی و عملکرد بدون فکر و عجولانه مأموران باعث کشته شدن تعدادی بی‌گناه شده بود، این بار کاراکتر اصلی، سعی داشت تا بدون سر و صدا، ابتدا از همه ‌چیز مطمئن شود.

در ادامه، کاراکتر از اتفاقات شومی که در این مکان جریان داشت با خبر شد، اما در یک نبرد تن‌به‌تن با دشمنان، ارتباط خود را با مرکز فرماندهی از دست داد. درنتیجه تصمیم گرفت تا خود به‌تنهایی به مبارزه با دشمنان بپردازد.

بازی در این مرحله، همین‌طور ادامه پیدا می‌کند تا جایی که شما توسط دشمنان دستگیر شده و سپس رئیس باند خلاف‌کاران، ماده‌ای را به شما تزریق می‌کند.

از این جای بازی به بعد، شما به انجام بازی با شخصیتی که نام و نشانی از خود نمی‌داند و درگیر خودش برای پیدا کردن هویت اصلی‌اش است، به بازی می‌پردازید.

شبگرد

کاراکتری که با یک بدن تماماً باندپیچی‌ شده به دلیل اثرات حاصل از ماده تزریقی، به مبارزه با خلاف‌کاران در شهر می‌رود و در ادامه، آهسته‌آهسته به هویت اصلی خود پی برده و بازی با جذابیت بسیار بالایی، تمام این اتفاقات را روایت کرده و با یک پایان‌بندی فوق‌العاده زیبا، آن را به اتمام می‌رساند.

شخصیت‌پردازی بازی بسیار خوب انجام‌ شده بود و شما به ‌نوعی در حال کنترل یک ابرقهرمان بودید که در صورت ورشکست نشدن استودیو سازنده بازی، ماجراجویی‌های شبگرد، می‌توانست برای سری‌های متوالی ادامه نیز پیدا کند.

از آنجایی ‌که شبگرد برای تجربه کردن، نیاز به فعال‌سازی اینترنتی یا پیامکی داشت و این بازی دیگر پشتیبانی نمی‌شود، امکان فعال‌سازی آن نیز وجود ندارد.

از سوی دیگر، گیم پلی بازی که از سطح دشواری بالایی نیز برخوردار بود، باعث می‌شود بیشتر حسرت از دست رفتن آن برایمان غم‌انگیز باشد.

دشمنان در بازی، متنوع بودند و در پایان هر مرحله نیز، باید به مبارزه با باس فایت‌های بازی به طرق مختلفی، همچون نبرد تن‌به‌تن می‌پرداختید که نشان از کارگردانی بسیار خوب و قدرتمند مراحل بازی بود که حس هیجان و ترس تکرارنشدنی‌ای را به شما منتقل می‌داد.

برای روایت بازی از صداپیشگان خوبی نیز استفاده شده بود، همچنین موسیقی‌ها در بازی به حس هیجان آن می‌افزودند.

خلاصه این را به شما بگوییم که شبگرد، بجز مشکلات بسیار جزئی در گیم پلی خود، از نقاط ضعف بسیار کمی برخوردار بود که ارزش تکرار بالایی نیز داشت.

شما نیز می‌توانید نظرات و خاطرات خود را از این بازی‌های ایرانی و بازی‌های قدیمی دیگر، با ما در میان بگذارید.

مطالب پیشنهادی:

نمایش بیشتر

۱۱ دیدگاه

  1. باورم نمیشه که هیچ راهی برای دستیابی به بازی شبگرد نباشه. خیلی عجیبه.
    همین چیزاست که باعث ناامیدی میشه؛ گویا ورود به عرصه‌های جدید مثل انیمیشن، سینما و بازی در ایران عاقبتی جز ورشکستگی و پشیمونی نداره…

  2. چه مطلب خوبی بود. کلی خاطره برام زنده شد. جهت برانگیختن حسادت بگم من همه این بازی‌ها رو دارم. مخصوصاً شبگرد چقدر بازی خوبی بود، حیف که دیگه فعال نمی‌شه. داستان بازی ترکمنچای رو هم من نوشته بودم. خوشحالم که به نظرتون جزء نقات قوت بازی بوده.

  3. سلام،می توانید بازی های ایرانی که برای مک او اس و لینوکس منتشر شد نیز نقد و بررسی ها یا اخباری از میزان فروش به پیامک پاسخ دهید، ؟آیا بازی های ایرانی بودند در برای سیستم عامل های کامپیوتر های دیگری مثل لینوکس و مک او اس هم منتشر خبر دهید.

    1. ذوالفقار یه ماد از بازی کرایسیس بود عزیز ! بازی مستقل ساخت ایران نبود. تازه خیلی هم ناقص و عجولانه کپی برداری شده بود! اون حقش نیس که توی این مقاله یا شماره های بعدیش باشه. اگه مقاله ای درباره ی ماد کردن بازیهای خارجی باشه بله اونم میتونه به حساب بیاد.

  4. سلام
    تقریبا دوماهه که از انتشار بازی زیبای سفیر عشق میگذره. بی زحمت یک آمار هم از میزان فروش این بازی تا الان برای ما تهیه کنید

    با تشکر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا